حالا که قراره بیشتر تمرکز کنیم روی انتظار و کمک کنیم به جلو افتادن ظهور، یه سری از افکار و رفتارایی که این همه انرژی ازمون میگیره و فرسایش میده جسم و روحمونو، نمرین کنیم که کنار بذاریم.

یکیش همین توجه به قضاوت های دیگران درباره خودمون. این همه انرژی و حال خوبمونو خرج می کنیم برای چیزی که اصلا در کنترل ما نیست. واقعا هرچقدر هم سعی کنیم که دیگران درباره ما درست فکر کنن و همون طوری که واقعا هستیم رو ببینن، بازهم یه عده پیدا میشن که بر اساس سیستم فکری خودشون درباره ما قضاوت می کنن.

بعد ما افسردگی میگیریم که اینهمه تلاش کردم، آخرش هیچی نشد. بازم که دارن بد فکر میکنن… Continue reading


نماز واقعا آرامش بخش ترین اتفاقیه که بین مشغله های سرسام آور قرن بیست و یک ، دائما در طول روز تکرار میشه…

و اگه سعی کنیم با آرامش و با حواس جمع تری بخونیمش، مدام این تفکر برامون تکرار میشه که زندگی دنیا هیچ چیزی جز بازی و سرگرمی نیست…

که زندگی روی زمین، صرفا یه سفر کوتاه به سیاره ای عجیب و غریب توی اعماق کهکشان هاست…

و هر اتفاق هرچند سخت و غمناک برای ما بیفته، باز هم خدا هست و محکم تر از قبل ما رو درآغوشش می گیره و از بین همه ی اون تلخی ها عبورمون میده…

و با همه وجودمون به این باور می رسیم که تنها ولی و سرپرست ما خدا هست و تنها خدا برای ما کافیه… در این صورت یاد می گیریم که برای خشنودی آدما یا بخاطر ترس از ” از دست دادن اونا ” خشنودی خدا که تنها پناه ما در همه لحظات زندگیمونه رو زیر پا نذاریم.

و کدوم حس خوب پایدار تر از احساس لبخند خدا هست؟

برای اینکه حواسمونو بیشتر توی نماز جمع کنیم، از الان یه تمرین رو شروع میکنیم:

هر زمان که داریم دعا، قرآن یا نماز یا هرچیزی که مربوط به خدا میشه رو میخونیم، سعی میکنیم تا جای ممکن حواسمون باشه به خدایی که تمام توجهش به ما و حرفامونه… و هربار که به خودمون اومدیم و دیدیم حواسمون پرت شده، با یه لبخند دوباره به خدا فکر میکنیم…

اصلا لازم نیست خودمونو سرزنش کنیم که مثلا توی این نماز فقط تونستم حمد و توحید رو با حواس جمع بخونم، هیچ اشکالی نداره.

بخاطر همین حواس جمعی هم خدا رو شکر میکنیم. و دوباره به خدا میگیم که : خدایا.. من عزممو جزم کردم و میخوام به جایی برسم که تمام نمازمو با حواس جمع بخونم. پس کمکم کن…”

و هربار مطمئنا تمرکز حواسمون بیشتر میشه… انقدر ادامه بدیم تا وقتی که به اون آرامش دلپذیر ناشی از حرف زدن با پرودگار عزیز و با عظمت جهان برسیم.

ما شروع می کنیم….


من اینجا می نوشتم چون میخواستم به دیگران، به همه مردم یادآوری کنم که امام زمانی هست که چشم براهه…

می نوشتم تا کمک کنم به همه آدما که راحت تر قلبشونو نزدیک کنن به آقای مهربانی ها

می نوشتم تا دسته جمعی حرکتی بزنیم و سال های دردناک باقیمانده تا ظهور رو کم کنیم…

و دیدم که کسی این سایت رو پیدا نکرده بین جستجوهای بی شمار گوگل و بینگ و یاهو و فلان وفلان…

و دیدم فقط من اینجام…

و مدتی ناامید شدم و بی خیال نوشتن شدم… فکر کردم که دارم برای کی می نویسم من؟؟؟

و امروز بعد از چند ماه فهمیدم که این نوشتن در اصل کمکی برای خودم بود… منی که هیچی نمیدونستم از امام عزیزم، منی که روزها می گذشت و هیچ فکری درباره شون نمیکردم، توی این مدتی که می نوشتم، خیلی نزدیک تر از همیشه بودم به امامم! حالم خیلی بهتر بود…

راحت تر از کنار سختی هی زندگی می گذشتم…

و حالا اومدم بگم که :

من اینجا می نویسم چون خودم بیشتر از همه ساکنین این زمین به این نوشتن نیاز دارم: )

با یاری خدا و با کمک از آقای مهربانی…


اتفاقی حرفای یکیو شنیدم… می دونی چی می گفت راجع به آقا امام زمان؟؟

می گفت : آقا امام زمان کم میخنده… تو فقط یه کاری کن بیشتر بخنده.. هرکاری… خودت می دونی! هرکاری می تونی انجام بده که بیشتر بخنده.. آقا غصه زیاد داره. از دست دشمن گریه، از دست ما هم گریه؟؟؟ خوشحالش کن…

و این شاید بزرگترین وظیفه ما باشه بعنوان کسایی که عنوان شیعه ی علی (ع) رو به دوش می کشیم…

خودت کمک کن آقا : (


بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است… (آیه 53- زمر)

اصلا دل آدم قرص میشه با این آیه که یکی از امیدبخش ترین آیه ها توی قرآنه… وقتی خدا انقدر مهرون مثل یه پدر دلسوز هیچ حرفی از دوزخ نمیزنه و فقط میگه که ” بنده ی من! اینهمه ستم نکن به خودت “

از خدایی که رحمت و لطفش اینهمه بیشتر از خشم و غضبشه، غیر از این انتظاری نمیره… چه خدایی… جانم: ) Continue reading


آدم انقدر جا داره برای کامل شدن که حتی به نظر من میشه تا آخر عمر دائما در حال تمرین یه رفتار بهتر و جایگزین کردن اون با عادت های قبلی بود… و واقعا به آدم حس انگیزه میده برای زندگی کردن… حس مفید بودن… حس رشد!

اصلا هر صبح که آدم بیدار میشه، متوجه میشه که قراره امروز رو بهتر از دیروز باشه… و این حس شادی میده به آدم. واقعا امتحان کنین اگه تا حالا انجامش نمی دادین…

و گاهی انقدر سیر بهتر شدن افکار و رفتارها زیاده که اگه دفتر خاطرات چند سال پیش رو بخونین واقعا تعجب می کنین که چطوری قبلا این مدلی رفتار می کردین… و این خیلی حس هیجان انگیزیه: ) Continue reading


سلام! به همه ی شما…

امروز قصد دارم یه کم دیگه درباره اینکه چطور قشنگ تر و دلنشین تر دعا کنیم بنویسم. موافقی؟

خب تا الان گفتیم که بهتره دعا رو به نیابت از مومنین و مومنات و حتی اموات بخونیم تا احتمال استجابت بیشتر شه…

یه نکته وجود داره و اون اینه که دعا باید به زبون جاری بشه… چون یه حدیث هست از امام باقر (علیه السلام) : “فرشته نمی نویسد جز آنچه را که شنیده باشد.”

و اون ذکری که تو دل ماست رو خدا قطعا متوجهش میشه و پاداش داره ولی دعا با به زبان آوردنه که شکل می گیره … Continue reading


سلام! دوستای عزیز: ) منتظرای حضرت عشق!

بریم سراغ دومین وظیفه مون؟

خب وظیفه بعدی ما، محبوب کردن حضرت ولی عصر (عج)، بین مردمه… به هر طریقی که میتونیم.

این محبوب کردنه خیلی مهمه… مثلا حتی خدا به حضرت موسی(ص) فرمود که: ” مرا در میان آفریدگانم محبوب ساز”

این قشنگ حرف زدن ها، این انتشار حال خوشی که با خدا بوجود میاد، این بیان مکرر خوبی های اماممون می دونین چقدر کمک میکنه به زنده موندن یاد دین بین همه؟ Continue reading


سلام به همگی: )

امروز راجبه عزت نفس حرف بزنیم خوبه؟؟

چیزی که هست اینه که هرکدوم از ما توی یه سطحی از عزت نفس هستیم… اگه حس میکنین بهتره بیشترش کنین، سایت های خیلی زیادی وجود داره که کلی تمرین خوب میده… و اگه مداوم تمرین کنین، واقعا اثرشو توی زندگی می بینین! یه شیعه باید عزت نفس داشته باشه دیگه… نه؟؟

خب چیزی که توی سایت های روانشناسی در کنار عزت نفس نمیگن، رو من میخوام بگم براتون… Continue reading


سلام به روی ماه همه دوستای گل! حالتون هم که خوبه ان شاءالله؟؟ الان اومدم راجبه یکی از وظیفه هامون حرف بزنیم:
یکی از مهم ترین وظیفه های ما “محبت به آقا حضرت ولیعصر به طور خاص” هست…
می دونین چرا محبت باید یکی از شاخص ترین وظیفه های ما باشه؟ چون محبت در کنار شناخت تقویت میکنن همدیگه رو. وقتی امام زمان (عج) رو بیشتر بشناسی بیشتر عاشقش خواهی شد وهی فکر میکنی که اینهمه خوبی در یه نفرجمع شده مگه میشه دوستش نداشت…؟ و وقتی تا این حد به یکی علاقه داشته باشی، میری به دنبال اینکه هرروز بیشتر از روز قبل در موردش بدونی… همینطوریه که کم کم سعی میکنی به سبک امام زمان زندگی کنی! و مدام خدا نعمت ها و برکت های این ایمان و رفتار خوب رو وارد زندگیت میکنه… دیگه چی بهتر از این؟ Continue reading